از پیشگامان مبارزات سیاسی روحانیت
کد خبر: 927438
لینک کوتاه: http://www.Javann.ir/003tGg
تاریخ انتشار: ۳۰ شهريور ۱۳۹۷ - ۱۴:۴۱
یادها ویادمان هایی از منش والای دوست ارجمند،مرحوم آیت الله حاج شیخ ابوالقاسم خزعلی
منِ حقیر به لحاظ خانوادگی، با بسیاری از مراجع و علمای متأخر آشنایی و به آنها ارادت داشته‌ام. پدرم مرحوم آیت‌الله سید حسین قاضی طباطبایی از علما و عرفای کم‌نظیری بودند که در قم متوطن بودند و همانند عمویشان اسوه‌العارفین آیت الله سید علی قاضی طباطبایی مدفون در وادی‌السلام نجف اشرف، عصرهای جمعه در منزل‌شان مجلس روضه‌ای داشتند که حتی‌المقدور همه علما و بزرگان در آن مجلس شرکت می‌کردند
سید محمدصادق قاضی طباطبایی

سرویس تاریخ جوان آ‌نلاین:‌ منِ حقیر به لحاظ خانوادگی، با بسیاری از مراجع و علمای متأخر آشنایی و به آنها ارادت داشته‌ام. پدرم مرحوم آیت‌الله سید حسین قاضی طباطبایی از علما و عرفای کم‌نظیری بودند که در قم متوطن بودند و همانند عمویشان اسوه‌العارفین آیت الله سید علی قاضی طباطبایی مدفون در وادی‌السلام نجف اشرف، عصرهای جمعه در منزل‌شان مجلس روضه‌ای داشتند که حتی‌المقدور همه علما و بزرگان  در آن مجلس شرکت می‌کردند. از جمله افرادی که هر از چندی در آن مجلس حضور می‌یافتند، مرحوم آیت‌الله حاج شیخ ابوالقاسم خزعلی بودند. در مجلس موصوف مرحومان: علامه طباطبایی وآیت الله حاج شیخ مرتضی حائری فرزند مؤسس حوزه علمیه به‌طور مرتب و مراجعی چون آیات‌الله: نجفی مرعشی، گلپایگانی،  شریعتمداری، محقق داماد، فقیه رشتی، بهجت، جوادی آملی، فاضل لنکرانیِ پدر و پسر، رهبرمعظم انقلاب و برادرشان آیت الله سید محمد خامنه‌ای، سبحانی و بسیاری دیگر از مشاهیر که اغلب در جوار رحمت حق تعالی آرمیده‌اند و ذکر نام‌شان از موضوع سخن ما خارج است، شرکت می‌کردند و به نفس آن صاحب مجلس اعتقاد داشتند و بهره‌مند می‌شدند.درآن مجلس مرحوم آیت‌الله خزعلی و گاهی دامادشان مرحوم حجت الاسلام والمسلمین مروی خراسانی وعده دیگر، اغلب بحث‌های علمی و عرفانی مطرح می کردند. چیزی که هیچ‌گاه مطرح نمی‌شد،حرف لغو و بیهوده بود.به هرحال، با مرحوم آقای خزعلی از آنجا آشنا شدم. مرحوم آقای خزعلی به عرفا علاقه ویژه‌ای داشتند، به‌خصوص مرحوم آقا سید علی آقا قاضی، البته آقای قاضی را ندیده بودند. در دامغان به مرحوم حاج آقا علی‌اکبر معلم علاقه ای وافر داشت و به دیدارش می‌رفت و نیز در قزوین هم به دیدار مرحوم عارف بالله ،حاج آقا موسی زرآبادی می‌شتافت.

 بعدها که مرحوم حضرت امام خمینی(قده) در سال 1341 مبارزات‌شان را با تصویب لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی آغاز کردند، از همان اوان و در نوجوانی به مبارزات اسلامی گرویدم. مرحوم آیت الله خزعلی را در منزل مرحوم امام- که آن زمان در انتهای کوچه یخچال قاضی بود-زیارت می‌کردم و به اصطلاح با ایشان مشی مشترکی داشتم، با این تفاوت که ایشان در حوزه بود و حوزوی و من به تهران آمدم و با کلیه ملیون و مذهبی‌ها ارتباط برقرار کردم، از جمله مرحومان آیت‌الله طالقانی، مهندس بارزگان، دکتر یدالله سحابی، مهندس سحابی و... حتی در محاکمه آقای بازرگان در جلسات دادگاه شرکت می‌کردم. مرحوم آقای طالقانی دادگاه را به رسمیت نمی‌شناخت و به احترام قضات که لدی الورود همه باید قیام کنند، آقای طالقانی بلند نمی‌شد! اجمالاً تا زمانی که امام آزاد بودند و به زندان و تبعید به ترکیه انتقال نیافته بودند، در منزل حضرت امام با آیت‌الله خزعلی ملاقات داشتم. روزی مرحوم آیت‌الله خزعلی از زندان آزاد شدند و به قم آمدند. گمانم از زندان قزل‌قلعه آمده بودند. جلسه عمومی در منزل بیرونی مرحوم امام بود. خیلی از فضلا و طلاب هم بودند. مرحوم آقای خزعلی در جمع به امام گفت: «آقا! در زندان با من کار بسیار بدی کردند!» امام توجهی نکردند تا اینکه آقای خزعلی این مطلب را تکرار کردند. مرحوم امام سئوال کردند: «چه کار کردند که مدام بیان می‌کنید؟» مرحوم آقای خزعلی گفتند: «آقا! ریش مرا تراشیدند!» مرحوم امام لبخندی زدند وبه شوخی فرمودند: «خوش به حال‌ات توفیق جبری نصیب‌ات شد!»البته آقای خزعلی در مبارزات حضور فعالی داشتند و در بحبوحه انقلاب فرزند نوجوانش به نام حسین خزعلی - که در کوچه آبشار قم در تظاهرات علیه رژیم پهلوی شرکت کرد- به ضرب گلوله نظامیان شهید شد.این درحالی بود که پدر بالاجبار مخفی بود وبه سختی توانست لحظاتی پیکر فرزند نوجوان خویش را ببیند.

مرحوم آیت الله خزعلی در بروجرد متولد شده بودند، لیکن امر دروس مقدماتی را در مشهد به انجام رساندند و از محضر علمای آن روز، به‌ویژه مرحومان حاج میرزا هاشم قزوینی و حاج آقا مجتبی قزوینی بهره‌مند بودند وبعدازآن به قم . منتقل شدند.این زمان مقارن با مرجعیت اعلای مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی بود وآقای خزعلی در درس ایشان، امام خمینی- که ابتدا در مسجد سلماسی بود وبعدها به صحن مطهرحضرت معصومه(س) برقرار می‌شد-و علامه طباطبایی شرکت می‌کردند . البته بخشی از معارف را هم از محفل درسی آیت‌الله بهجت بهره بردند.

آیت الله خزعلی به تعظیم اعیاد اسلامی بسیار همت می‌گماشت، به‌ویژه به عید سعید غدیر علاقه وافر داشت و مایل بود به‌جای عید نوروز باستانی، عید غدیری را جایگزین کند! قبل از انقلاب در مجالسی که در تهران منبر می‌رفت، شرکت می‌کردم. از وجوهات شرعی استفاده نمی‌کرد. پس از پیروزی انقلاب از همان آغاز، عضو مجلس خبرگان قانون اساسی شد. طبق خواست امام و تا پایان حیات ایشان  هم از فقهای شورای نگهبان بودند،منصبی که دردوران زعامت رهبر معظم انقلاب هم تامدت ها درآن خدمت می کردند. قبل از انقلاب از مرتبطان با انجمن حجتیه هم بودند و با حاج شیخ محمود تولایی معروف به «حلبی» صمیمیت داشتند و در وفات مرحوم آقای حلبی هم، ایشان باعث دفن او در ابن‌بابویه شدند و در مراسم مرحوم حلبی هم به منبر رفتند. در این باره تحلیل های گوناگونی بوجود دارد،اما من معتقدم که آیت الله خزعلی تلاش داشتند تا از افتادن اعضای این انجمن به ورطه عناد با انقلاب جلوگیری کنند وتا حدی هم دراین امر توفیق داشتند.خودشان می فرمودند که: من از زمانی که امام نهی فرمودند، ازآنها فاصله گرفتم.

شبی در منزل آیت‌الله خزعلی بودم. به مناسبت ثبت عقد ازدواج فرزندشان آقای محمدحسین خزعلی با صبیه حجت‌الاسلام ملک‌محمدی، فرصت بسیار خوبی بود تا پاسی از نیمه شب با ایشان صحبت کنم. خود ایشان هم خیلی خوشحال شد. هرگاه می‌خواستم خداحافظی کنم می‌فرمود:«آقای مروی بناست به اینجا بیاید، بنشینیدتا ایشان هم شما را ببیند». آن شب محل زندگی ایشان را آپارتمانی بسیار کوچک و زندگی ایشان را بسیار ساده دیدم. ایشان دو جلد کتاب موسوم به موسوعه الامام الجواد که تحت اشراف ایشان چاپ شده بود را به من هدیه کردند. با عبارتی به این مضمون که در صفحه اول نگاشتند: بسمه تعالی ـ اهدا به عزیزِ ارجمندِ والا، جناب آقای طباطبایی دام عزه- ابوالقاسم خزعلی 11 ذی‌قعده 1421. بی‌مناسبت نیست در این مقال یادی کنم از مرحوم مغفور جناب آقای حجت‌الاسلام والمسلمین آقای هادی مروی خراسانی داماد ایشان ،که باوی مأنوس بودم و به پدرم عشق می‌ورزید. شبی در منزل جناب حجت‌الاسلام حاج شیخ غلامرضا برزگر بجنوردی که از طلاب حوزه قم و در مدرسه خان اقامت داشتند و اهل مبارزه بودند، ولی خیلی مایل به افشای حال و سرّ خود نبود و اکنون سالیان طولانی است در مسجد جامع محمدیه خیابان دولت در قلهک اقامه و ارشاد دارد، مهمان بودم. جلسه خاصِ روحانیون خراسانیِ مقیم تهران بود، ولی به لحاظ قدمت محبت به من که از دوران اقامت در قم شروع شده بود ونیز سابقه حقیر در مبارزات انقلاب، مرا هم دعوت کرده بودند.در آن جلسه مرحوم آقای مروی به من اصرار زیادی کرد که خاطرات پدرم را جمع‌آوری و منتشر کنم که متاسفانه تاسالها توفیق این امر را نیافتم. در این اواخر شخصیتی با فضیلت در قم، به نام حجت‌الاسلام آقای محمد الوانساز خویی خاطرات پدرم را جمع‌آوری کرد و با نام «شیدای گمنامی» چاپ ومواردی را هم از مرحوم آقای مروی نقل کرد.ازجمله این موارد این بود که مرحوم مروی می فرمود:« از ابتدای جوانی، وعظ و خطابه را دوست داشتم. البته درآن دوره،ساواک به وعاظ روی خوشی نشان نمی داد وبعضا به ایذاء وآزار آنها می پرداخت. روزی در خیابان ارم قم به طرف صحن حضرت معصومه می‌رفتم. دیدم مرحوم آیت‌الله قاضی طباطبایی در مغازه کفاشی برادران تبریزی که صاحب مغازه انسان صالح، سالم و خوبی بود و همه علما و طلاب در قم به او ذی‌علاقه بودند، نشسته است. رفتم و سلام کردم و کنارشان نشستم / به مرحوم آقای قاضی گفتم: «منبر را دوست دارم، ولی ساواک مانع است!» ایشان جمله‌ای را به من فرمود و خواست همیشه منبر را با آن شروع کنم و آن این بود: « السلام علی المهدی الذی وعدالله عز و جل به الامم ان یجمع به الکلم و یلم به الشعث و یملا به الارض قسطا و عدلا و یمکن له و ینجز به وعد المؤمنین». چون به نفس ایشان اعتقاد داشتم عمل به این مطلب را آغاز کردم و نتیجه مطلوب عایدم شد.

به هر حال میتوان  مرحوم آیت‌الله خزعلی را  یکی از پیشگامان مبارزات سیاسی واجتماعی روحانیت در سده اخیر دانست. پس از رحلت حضرت امام هم که قرار شد به فوریت رهبری جدید انتخاب شود، آیت‌الله خزعلی بسیار برای انتخاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به رهبری تلاش کرد. آن زمان شورای رهبری به‌جای رهبری واحد مطرح بود که به صلاح تشخیص داده نشد و آیت‌الله خامنه‌ای به رهبری برگزیده شدند. آیت‌الله خزعلی در این امر، صاحب نقش برجسته ای بودند.

پس از جنگ ایران و عراق و قبل از سقوط صدام حسین در زمان وزارت خارجه آقای دکتر ولایتی، ایشان آیت‌الله خزعلی و خانواده‌اش را برای زیارت عتبات دعوت کرد. مرحوم آقای خزعلی پذیرفت با این شرط که ملاقاتی با صدام حسین نداشته باشند که همین‌طور هم شد.آن بزرگوار جزو اولین گروهی بودند که به عتبات رفتند و فیلم هم گرفتند که بنده آن فیلم را دارم. حتی درب سرداب مدفن حضرت ابوالفضل(ع) را هم گشودند و آیت‌الله خزعلی قبر حضرت را که پیرامون‌اش را آب فرا گرفته بود، زیارت کردند و در مساجد کوفه، سهله و مکان‌های دیگر هم فیلمی تهیه شده بود که به حقیر هدیه دادند. آیت‌الله خزعلی بانی و مؤسس بنیاد غدیر شدند و سالروز واقعه غدیر خم را بسیار گرامی می‌داشتند. عاش سعیداً و مات سعیداًوحشره الله مع اولیائه الکرام.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار